مرتضى مطهري

317

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

اين شخص غافل است كه دنياى امروز كه اينان به بهانهء لزوم انطباق با مقتضيات زمان هر روز تقليدى نو پيشنهاد مىكنند ، كارش به جايى رسيده كه مردان را به كفّ نفس و تحمل وجود رقباى مرد در عرصهء زناشويى توصيه مىكند . زن - علل تاريخى تعدد زوجات علل رواج تعدد زوجات بر خلاف تعدد ازواج ( چند شوهرى ) ممكن است چند چيز فرض شود : الف . پدرشاهى و تحكم مرد يعنى با اينكه شرايط طبيعى و اجتماعى چند همسرى از دو طرف مساوى بود ، اگر متناسب بود با هر دو طرف متناسب بود ولى پدرشاهى و تحكم مرد سبب شد كه چندزنى رواج گيرد و چند شوهرى منسوخ گردد . اما اين نظريه درست نيست ، زيرا گذشته از ساير عللى كه بعداً توضيح خواهيم داد چندشوهرى نه با طبيعت انحصارطلب مرد متناسب است و نه با طبيعت حمايت طلب زن كه مىخواهد قلب يك مرد را در اختيار داشته باشد . زن طبيعتاً قلب مرد را مىخواهد نه شخص او را ، بر خلاف مرد . زن مىداند كه مىتواند پاسخگوى احتياجات جنسى چند مرد واقع شود ولى نمىتواند بر عواطف انسانى و حمايت مآبانه و رقت و مودت چند مرد مسلط شود . بعلاوه ، زن به نفقه و پول مرد در طول تاريخ احتياج داشته است و هرگز پولى كه مرد به عنوان فحشا به زن مىداده وافى به احتياجات زن نبوده است . زن خود را محتاج به مردى مىديده كه حامى و فداكار و مدافع و پول درآور باشد ، و اين جز با تك شوهرى ميسر نبوده است . اما مرد چون شخص زن را مىخواسته است و حالت طبيعى ازدواج تصاحب و اداره و نوعى مالكيت مرد نسبت به شخص زن است ، براى مرد اشكالى نداشته كه چند زن را در « اختيار » خود داشته باشد . پس مسئله جنبهء روانى دارد . گذشته از اين ، مسئلهء اشتباه انساب هم در كار بوده كه در مقالهء